X
تبلیغات
پیامبر

پیامبر

سیره اجتماعی پیامبر اکرم (ص)

توصیف رسول خدا (ص)

 

 

امیرالمومنین علی (ع) رسول خدا (ص) را چنین توصیف نمود :

رسول خدا دستی بخشنده و سینه ای با جرئت و زبانی راستگو داشت . وفاترین انسانها به عهد و پیمان ها بود . ونرمخو ترینشان در بر خوردهای اجتماعی بسیار مردم را گرامی می داشت هر کس بار اول اورا می دید از هیبتش حساب می برد و هنگامی که با آن حضرت آشنا می شد محبتش در دلها جا می گرفت من قبل از رسول خدا و بعدش چنین انسانی ندیده ام .

 

(برگرفته از کتاب هفت آسمانی 2 – بخش فرهنگی دفتر آیت ا... فاضل لنکرانی- ص 42 )

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/28ساعت 11:59  توسط گ.ف  | 

حدیث از حضرت علی (ع) 

 

حضرت علی (ع) می فرمایند :

ما صافح رسول الله (ص) احدا قط فنزع یده من یده حتی یکون هو الذی ینزع یده .

رسول خدا به هر کس می رسید مصافحه می کرد و زودتر از طرف مقابل دستش را از دست وی بر نمی داشت و منتظر می ماند تا او دستش را بر دارد .

(برگرفته از کتاب هفت آسمانی 2 – بخش فرهنگی دفتر آیت ا... فاضل لنکرانی- ص 41 )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 10:58  توسط گ.ف  | 

دلجویی کردن

 

ویتفقد اصحابه و یسال الناس عما فی الناس فیحسن الحسن و یقویه و یقبح القبیح و یوهنه معتدل الاسر غیر مختلف .

آن حضرت از حال یاران خود جویا شده و از آنان دلجویی می کرد خوبیها را تقویت و از آن دفاع می نمود و از بدیها به صورت معتدل و متعارف روی گردانی می نمود .

(برگرفته از کتاب هفت آسمانی 2 – بخش فرهنگی دفتر آیت ا... فاضل لنکرانی )

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/26ساعت 11:42  توسط گ.ف  | 

 

روز خانواده بر شما مبارک


خداوند می فرماید :یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یومرون .

ای کسانی که ایمان آوردید خود و خانواده خود را از آتش دوزخ نگاه دارید آتشی که آتش افروزش انسان و سنگ است  بر آن آتش ملائکه خشن و نیرومند و پر قدرت مامورند امر و دستور خدا را نا فرمانی نکنند آنچه به آنان حکم شود انجام دهند .

(سوره تحریم -آیه ۶ )

 

اخلاق نیک

رسول الهی(ص) می فرمایند :حسن الخلق ذهب بخیر الدنیا و الاخره .

اخلاق نیک خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد .

(میزان الحکمه -ج ۳- ص ۱۳۸ )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/25ساعت 12:37  توسط گ.ف  | 

مسرور شدن

 

می آوردند خدمت پیامبر اکرم (ص) کودک صغیر را تا دعا کنند از برای او به برکت یا نامگذارد او را پس پیامبر کودک را در دامن می گرفت به جهت دلخوشی اهل او و بسا بود که آن کودک بول می کرد بر جامه آن حضرت پس بعضی کسانی که حاضربودند صیحه می زدند بر طفل . حضرت می فرمود : صیحه نزنید .پس حضرت فارغ می شد از دعا بر او یا نام گذشتن او . پس اهل طفل مسرور می شدند و چنان می فهمیدند که آن حضرت متاذی نشده است پس چون می رفتند حضرت جامه خود را می شست .   

 (منتهی الآمال – ص 30 )

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/23ساعت 11:13  توسط گ.ف  | 

 

برخورد با محبت

ابن مسعود از رسول خدا (ص)نقل کرد که آن حضرت فرمود :

لا یبلغنی احد منکم عن اصحابی شیئا فانی احب اخرج الیکم و انا سلیم الصدر .کسی که از شما در باره اصحاب من چیزی به من نگوید (بدگویی نکند و از عیوبش نگوید ) زیرا من دوست دارم وقتی یاران خود را می بینم با دلی محبت آمیز و آرام با آنان برخورد نمایم .

(برگرفته ازکتاب هفت آسمانی ۲ -بخش فرهنگی دفتر آیت ا.. فاضل لنکرانی-ص ۴۱)

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/22ساعت 18:21  توسط گ.ف  | 

احترام گذاشتن

 

سلمان فارسی می گوید : دخلت علی رسول الله (ص) و هو متکی  علی و ساده فالقاها الی ثم قال یا سلمان ما من مسلم دخل علی اخیه المسلم فیلقی له الوساده اکراما له الا غفر الله له .

روزی بر رسول خدا وارد شدم در حالیکه آن حضرت به یک متکی تکیه کرده بود همین که مرا دید آن متکی را برای من قرار داد و فرمود : یا سلمان هرکس برای برادر دینی خود چنین خدمت و احترامی نماید خداوند او را می آمرزد .

( برگرفته از کتاب هفت آسمان جوانی 2- دفتر آیت ا.. فاضل لنکرانی )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/21ساعت 12:2  توسط گ.ف  | 

تبرک کردن آب

روایت شده است که خدمتکاران مدینه بعد از نماز صبح ظرف های آب خود را خدمت حضرت رسول (ص) می آوردند که آن حضرت دست مبارک خود را در آن داخل کنند تا آب تبرک شود و بسا بود که صبح ها سرد بود و لی حضرت دست در داخل آب می کرد و کراهتی اظهار نمی فرمود . این گونه  با مردم برخورد می کردندو مردم  هم به خاطر این رفتارها پیامبر (ص) را دوست داشتند .

(منتهی الآمال -ص ۳۰ ) 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/19ساعت 21:15  توسط گ.ف  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 13:29  توسط گ.ف  | 

احادیث گرانبهاازپیامبراکرم(ص)درموضوعات مختلف

 

حسن خلق

 

خوش خویی دوستی را پایدار میکند .(بحارالانوار- ج 71- ص 150 )

 

سنگین ترین اعمالی که در میزان اعمال قرار می گیرد حسن خلق است .(تکامل در پرتو اخلاق –شهید غلامرضا سلطانی – ص 49 )

 

خود را به حسن خلق بیارائید چرا که جایگاه خوش اخلاق بهشت است و زنهار از رفتار بد که بد رفتاران در آتش خواهند سوخت.

(تکامل در پرتو اخلاق – شهید غلامرضا سلطانی – ص 51 )

 

 حرمت آبرو

 

کسی که جلوی آبروریزی برادر مو منش را بگیرد از آتش دوزخ در امان است .(وسائل الشیعه – ج 8 –ص 607 )

 

احترام دیگران

 

از بزرگداشت برادر دینی این است که هدیه اش را بپذیرد و از آنچه دارد نسبت به او مضایقه نکند و به خاطر او خود را به رنج زیاد نیندازد .

(بحار الانوار – ج 72 – ص 454 )

 

سلام و احوالپرسی

 

هنگام ملاقات با سلام گفتن همدیگر را دیدار کنید . (بحار الانوار –ج 76 –ص 10 )

 

ادای سلام و گفتارنیکوازعوامل آمرزش گناهان است .(بحا رالانوار- ج 7۶ –ص 11 )

 

بخیل ترین مردم کسی است که از سلام کردن خوداری کند.

(بحار الانوار – ج76 – ص 4 )

 

آیا به شما خبر ندهم که بر ترین اخلاق مردم دنیا و آخرت چیست ؟ عرض کردند : آری ای رسول خدا (ص)  فرمود : سلام را در گیتی منتشر کردن .(بحارالانوار – ج 76 – ص 12 )

 

بد زبانی

 

کسی که سخن خود را جزو اعمالش به حساب نیاورد ( بی پروا حرف بزند ) لغزش هایش بسیار و عذابش نزدیک شده است .

(بحار النوار –ج 71 – ص 304 )

 

مزاح وشوخی 

 

همانا من شوخی می کنم ولی چیزی جز حق نمی گویم .

(بحار الانوار –ج 16 – ص 298 )

 

شوخی (بدون رعایت حدود) آبرو را می برد .(بحار الانوار ج 76 – ص 58 ) 

 

خشم را فرو بردن

 

آن که خشم خود را باز دارد خداوند عذاب خود را از او باز خواهد داشت .

(محجه البیضا ء- ج 5- ص 308 )

 

هر گاه یکی از شما را خشم فرا گرفت با آب سرد وضو بگیرد .زیرا خشم از آتش است . (محجه البیضاء –ج5 – ص 304 )

 

صله ارحام

 

هر کس با جان و مالش صله رحم کند خدای متعال اجرصد شهید به او می دهد . (وسایل الشیعه – ج 6 – ص 287 )

 

مهمان داری

 

از جمله حقوق مهمان این است که همراه او بروی و تا درب منزلت او را بدرقه کنی .(بحار الانوار –ج 75 –ص 451 )

 

عیادت بیمار

 

کمال عیادت بیمار در آن است که دست  بر سر او نهاده حالش را بپرسی و از این که شب و روز خود را چگونه می گذراند سوال کنی .

(مکارم الاخلاق –ص 360و359 )

 

هر کس بیماری را طبق خواسته اش اطعام کند خداوند با میوه های بهشت او را پذیرایی خواهد کرد .(مستدرک الوسائل – ج 3 – ص 93 )

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 13:11  توسط گ.ف  | 

 

خورشید در پهنای افق می نشیند

وزمزم ناب در کلام فرستاده عشق می جوشد

تا آسمآن  امانت خویش را به دستان تو بسپارد

ای امام آینه ها ......

و کبوتران ملک و ملکوت حدیث پیامبر (ص) را زمزمه می کنند :

 

(من کنت مولاه فهذا علی مولاه )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 12:41  توسط گ.ف  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 10:44  توسط گ.ف  | 

 

جمع کردن هیزم

 

روایت شده آن بزرگوار در سفری بود امر فرمود : برای طعام گوسفندی ذبح نمایند . شخصی عرض کرد که ذبح آن به عهده من و دیگری گفت که پوست کندن آن با من و شخص دیگری عرض کرد که پختن آن با من . رسول خدا (ص) فرمود : که جمع کردن هیزم با من باشد . گفتند : یا رسول الله ما هستیم و هیزم جمع می کنیم محتاج به زحمت شما نیست .رسول خدا (ص) فرمودند: این را می دانم لیکن خوش ندارم که خود را بر شما امتیازی دهم . پس بدرستیکه که حق تعالی کراهت دارد از بنده اش که ببیند او را که خود را از رفقایش  امتیاز داده است .

(منتهی الامال – ص 30و29 )

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 10:40  توسط گ.ف  | 

 

  روزه بدون افطار

 

از انس ابن مالک روایت است که گفت ده سال خدمت کردم حضرت رسول خدا (ص) را پس هرگز  به من اف نگفت . و نفرمود کاری را که کرده بودم چراکردی و کاری که نکرده بودم  چرا نکردی . گفت که برای آن حضرت شربتی بود که افطار می کرد بر آن .و شربتی بود برای سحرش و بسا شربت آن حضرت نانی بود که در آب آمیخته شده بود . پس شبی شربت آن جناب را مهیا کردم آن بزرگوار دیر کرد من گمان کردم که بعضی از صحابه آن حضرت را دعوت کرده پس من شربت آن حضرت را خوردم پس یک ساعت بعد از عشاء آن حضرت تشریف آوردند . از بعضی همراهان آن جناب پرسیدم که آیا پیغمبر (ص) در جایی افطار کرده یا کسی آن جناب را دعوت کرده  گفتند نه . پس آن شب را به روز کردم از کثرت غم از جهت آنکه آن حضرت آن شربت را طلب کند و نیابد  اما حضرت (ص) گرسنه به روز آورد وهمانطور  داخل صبح شد در حالتی که روزه گرفته بود . و تا به حال  از من از آن شربت سوال نکرد و یادی از آن ننمود.

(منتهی الامال – ص 29 )

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 10:38  توسط گ.ف  | 

 

آراسته بودن قبل ازخارج شدن ازمنزل

در سیره پیامبر اکرم (ص) آمده است که هر گاه ایشان قصد خروج از منزل یا پذیرفتن کسی را داشت موی سر خود را شانه می زد  سر و وضع خود را مرتب می کرد خویش را می آراست و برای آن که تصویر خود را ببیند در ظرف آبی می نگریست وقتی علت این امور را پرسیدند فرمود :خداوند متعال دوست دارد بتده اش هنگامی که به سوی برادرانش می رود خود را برای دیدار آنان آماده کتد و بیاراید(بحار الانوار -ج ۱۶- ص ۲۹۴ ) .هزینه ای که آن حضرت برای تهیه عطر و بوی خوش  مصرف می کرد از هزینه خوراکش بیش تر بود و در شب تاریک قبل از آنکه با چشم دیده شود از بوی خوشی که از پیکر مطهرش در فضا پراکنده بود شناخته می شد . از امام باقر (ع) نقل شده است که رسول خدا (ص) از هر کوی وبرزنی که عبور می کرد تا مدت ها بوی خوش فضای آنجا را معطر می ساخت به گو نه ای که مردم می فهمیدند که رسول خدا (ص) از آن مسیر گذشته است .

(بحار الانوار - ج۱۶ - ص ۲۴۹و۲۴۸ )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 3:58  توسط گ.ف  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/16ساعت 8:41  توسط گ.ف  | 

وارد شدن در مجالس

 

آداب مجلس رسول خدا (ص) چنین بود که در مجلسی نمی نشست و بر نمی خاست مگر با یاد خدا ودر مجلس جای مخصوص برای خود قرار نمی داد و نهی می فرمود مردم را از این کار . چون داخل مجلس می شد آخر مجلس که خالی بود می نشست و مردم را از به این کار امر می فرمود و به هر یک از اهل مجلس خود بهره ای از اکرام و استقامت می رسانید . چنان معاشرت می فرمود که هرکس را گمان آن بود که گرامیترین خلقست نزد او  .و با هرکس می نشست تا او اراده نمی کرد بر نمی خاست و هرکه از او حاجتی می طلبید اگر مقدور بود روا می کرد و الا به سخن نیکی و وعده جمیلی  او را راضی می کرد و همه کس نزد او در حق مساوی بودند .مجلس شریفش مجلس بردباری و حیا و راستی و امانت بود . صداها در آن بلند نمی شد و بد کسی در آن گفته نمی شد و بدی از آن مجلس مذکور نمی شد و اگر از کسی خطایی صادر می شد نقل نمی کردند و همه با هم دیگر در مقام عدالت و انصاف بودند و یکدیگر را به تقوی و پرهیزکاری وصیت می کردند وبه پیران  احترام می گذاشت و بر خردسالان رحم می کرد و رعایت حال غریبان را می کرد و و سیرت آن حضرت با اهل مجلس چنان بود که پیوسته گشاده رو و نرم خو بود . کسی از همنشینی او متضرر نمی شد و صدا بلند نمی کرد . مجادله نمی کرد و بسیار سخن نمی گفت و سخن احدی را قطع نمی کرد مگر آنکه باطل گوید .  چیزی که فایده نداشت متعرض آن نمی شد . کسی را مذمت نمی کرد و احدی را سرزنش نمی فرمود و عیبها و لغزشهای مردم را تفحص نمی نمود و بر سوء ادب غریبان و اعرابیان صبر می فرمود. .

(منتهی الآمال – ص 25و24 )  

  

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/16ساعت 8:7  توسط گ.ف  | 

برخورد با اسرا ء

از سیره ابن هشام  نقل شده که گفته است  در زمان حضرت رسول (ص) لشگر اسلام بجبل طی آمدند و فتح کردند و اسرائی از آنجا به مدینه آوردند که درمیان آنها دختر حاتم طائی بود چون پیغمبر  خدا (ص) آنها را دید دختر حاتم طائی خدمت پیامبر (ص) عرض کرد یا رسول الله هلک الوالد و غاب الوافد یعنی پدرم حاتم مرده و برادرم عدی بن حاتم به شام فرار کرده است  بر ما منت گذار و ببخش ما را  . خدا بر شما منت گذارد . روز اول و دوم حضرت جوابی به او نفرمود روز سیم که ایشان را ملاقات فرمود امیر المومنین (ع) به آن زن اشاره فرمود که دوباره عرض حال کن . آن زن سخن گذشته را اعاده کرد رسول اکرم (ص) فرمود منتظر هستم تا قافله با امانتی پیدا شود تا تو را به ولایتت بفرستم و از او عفو فرمود .اینگونه بود سیرت آنحضرت با کفار و اسرا ء .

(منتهی الآمال -ص ۲۶و۲۵ )  

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/15ساعت 18:37  توسط گ.ف  | 

ولادت باسعادت دهمین پیشوای شیعیان حضرت امام هادی(ع)مبارکباد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/14ساعت 12:9  توسط گ.ف  | 

 

 

بر خورد با کفار عادی

 

سیره پیامبر (ص) با اینگونه افراد مدارا بود قرآن به حضرت دستور داد اگر مشرکی از تو امان وپناه خواست به او پناه بده تا کلام خدا را بشنود سپس اورا به مکان امنش برسان . چرا که آنان گروهی نا آگاهند .(شاید با شنیدن آیات و دیدن محبت هدایت شوند .) (سوره توبه –آیه 6 )

آری اگر  روزی کافران وجو پیامبر را مانع آزادی های منحرفانه خود می پنداشتند در عوض زمانی فرا رسید که وجود پیامبر مانع نزول عذاب و قهر الهی بر امت می شد . وماکان الله لیعذبهم و انت فیهم .(سوره انفال –آیه 33 )

اگر روزی مشرکان مکه راه را بر پیامبر بستند و در صلح نامه حاضر نشدند که نام محمد به عنوان رسول الله نوشته شود در عوض خدا آیه محمد رسول الله (سوره فتح –آیه 29 ) را برای همیشه در تاریخ ماندگار شد .

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/14ساعت 11:39  توسط گ.ف  | 

 

مهربانی با کودکان

 

نوزادی را برای دعا یا نامگذاری نزد پیامبر (ص) آوردند . نوزاد دامن حضرت را نجس کرد مادر کودک و اطرافیان به شدت ناراحت شدند اما پیامبر فرمود : آزادش بگذارید من لباس خود را می شویم اما فریاد شما باعث می شود که این کودک بی گناه بترسد .

پیامبر (ص) به اطفال سلام می کرد و نام اطفال و کودکان را محترمانه می برد .

در باره دختران سفارش بیشتری می فرمود و در نزد او ارزش دادن به زن کاری پسندیده بود . آن هم در دورانی که تولد دختر سبب عصبانیت پدران می شد تا آنجا که از شدت بغض رنگشان سیاه می گشت : واذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسودا و هو کظیم .(سوره نحل -  آیه 58 )

آری در زمانی که داشتن دختر ننگ بود پیامبر (ص) می فرمود بهترین فرزندان شما دخترانند و خوش قدمی زن آن است که اولین فرزندش دختر باشد .

در باره عدالت میان کودکان نیز سفارش می فرمود که اگر یکی از آنها را در برابر دیگری بوسیدی دیگری را نیز ببوس.

روزی پیامبر آبی آشامید  مقداری آب ته ظرف باقی ماند کودکی که در آنجا بود گفت : یا رسول الله بقیه آب را به من بدهید . در همان لحظه چند بزرگسال گفتند : یا رسول الله برای تبرک باقی مانده آب را به ما بدهید . پیامبر فرمود : اول نوبت کودک است . سپس به او فرمود : آیا اجازه می دهی آب را به بزرگترها بدهم ؟ کودک پاسخ منفی داد. پیامبر (ص) آب را به کودک داد. 

 (سیره پیامبر اکرم (ص) محسن قرائتی –ص 58-57)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/13ساعت 11:1  توسط گ.ف  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/13ساعت 7:45  توسط گ.ف  | 

 نمونه هایی ازسیره پیامبرباجوانان

 

1-     جوانی به نام زید بن حارثه در یکی از جنگها اسیر شد و دست به دست گشت تا به رسول خدا (ص) رسید و در محضز او برده ای بود . او پدری ثروتمند داشت که برای خریدن پسرش نزد پیامبر آمد  وگفت : او را به من بده و فدیه اش را بگیر . پیامبر فرمود : اختیار با خود اوست اگر خواست برگردد من بدون فدیه و رایگان او را به شما بر می گردانم . زید حاضر شد و سخنان پدر راشنید و گفت : من بر نمی گردم . پیامبر که عشق و وفاداری زید را نسبت به اسلام و خودش مشاهده کرد در کنار کعبه به مردم  فرمود : من او را پسر خوانده خود قرار دادم و دختر عمه خود را که زنی آزاد بود به عقد او که برده بود در آورد . در این حرکت پیامبر (ص) دو عادت جاهلی را شکست . یکی اجازه داد برده فرزندش باشد . دوم اجازه داد زن آزاد آن هم  دختر عمه پیامبر همسر یک برده شود .

2-     پیامبر در آستانه رحلت جوانی به نام اسامه را فرمانده لشکر کرد و تمام بزرگسالان را مامور کرد تا از این جوان 18 ساله اطاعت کنند و فرمود :خدا لعنت کند کسی که از لشکر اسامه سر باز زند .

3-     پیامبر پیش از هجرت به مدینه جوانی  به نام مصعب را مسئول تبلیغ اسلام در مدینه کرد . او جوانی بسیار زیبا از خانواده ای بسیار مرفه بود که در مکه دور از چشم بستگان به حضرت ایمان آورد . والدین تمام امکانات حتی لباس او را گرفتند . او پلاسی به دور خود گرفت و محضر پیامبر اکرم آمد و وفاداری خود را به اثبات رساند و در جنگ احد جزئ یاران حضرت شهید شد .

4-     علی بن ابیطالب (ع) که به هنگام هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه 23 سال بیشتر نداشت بسیار مورد احترام پیامبر (ص) بود .

(سیره پیامبر اکرم (ص) -محسن قرائتی - ص ۶۲-۶۱ )

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/12ساعت 12:7  توسط گ.ف  | 

پیامبر اکرم(ص)وبیت المدارس یهود

 

مدارس و دیگر مکان های متعلق به یهودیان مورد احترام پیامبر (ص) و مسلمانان بود . یهودیان آزادانه در این مدارس به فعالیتهای تبلیغی و دینی خود مشغول بودند و مسلمانان متعرض آنان نمی شدند و حتی پیامبر اکرم (ص) در مدارس یهود حاضر می شد و با استفاده از استدلال و منطق روشن با علمای یهود به گفت وگو می نشست . خانه هایی که آیین یهود در آنجا تدریس شد و کودکان و جوانان در آنجا درس دینی فرا می گرفتند « بیت المدارس» یا « بیت الدراس» می نامیدند روزی پیامبر (ص) به یکی از مدارس وارد شد و همه کسانی را که در آنجا بودند به آیین خود دعوت کرد . دو نفر از بزرگان یهود به نام های نعمان و حارث گفتند : بر چه آیینی دعوت می کنی ؟ فرمود : روش ابراهیم و آیین او . آنان گفتند : آیین ما صیل تر از آیین توست  زیرا ابراهیم خود یهودی بود . پیامبر (ص) فرمودند : تورات را بیاورید تا در این موضوع میان من وشما داوری کند . آنان از آوردن تورات خوداری کردند و وحی الهی (ال عمران- آیه 23 ) در سرزنش این عده نازل شد . و نیز در وقت ورود پیامبر (ص) به یکی از مدارس یهودی  گروهی از دانشمندان مسیحی نجران در آنجا حضور داشتند . در این میان جدال تاریخی میان علمای یهود و مسیحی در گرفت و هر دو گروه کوشش می کردند که ابراهیم را از پیروان آیین خود بدانند اما خدای متعال در این باره فرمود : ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما و ما کان من المشرکین (ال عمران- آیه 67 ) ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی بلکه موحدی خالص و مسلمان (تسلیم حق ) بود و هرگز از مشرکان نبود .

(منشور جاوید – جعفر سبحانی – ص 138 )

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/11ساعت 10:52  توسط گ.ف  | 

 صبر و مدارای پیامبراکرم(ص)بربدرفتاری یهود

 

پیامبر (ص) در مقابل بد رفتاری یهودیان صبور بود و از نفاقشان چشم می پوشید و آنها را با مسلمانان برابر می گرفت و به آداب و رسوم دینی آنان احترام می گذاشت . بر پیمان هایی که با یهودیان بسته بود استوار بود و اگر یکی از یهدیان بر خلاف پیمان رفتار می کرد تنها به مجازات او اکتفا می کرد و دیگران را به گناه او نمی گرفت چنان که در باره کعب بن اشرف و سلام بن ابی حقیق که به مسلمانان خیانت کرده بودند همین روش را به کار بست و متعرض یهودیان دیگر نشد . پیامبر اکرم (ص) با یهودیان مدارا می کرد و وقتی پیمان خود را می شکستند و بر آنها دست می یافت در  مجازاتشان حد اعتدال را نگه می داشت و یا به حکم کسی که یهودیان او را به داوری انتخاب کرده بودند رضایت می داد . در واقع رفتار پیامبر (ص) با یهودیان بسیار ملایم تر از رفتار وی با مردم قریش و دیگر قبایل عرب بود .

(تاریخ سیاسی اسلام – حسن ابراهیم حسن – ترجمه ابو القاسم پوینده – ج 5 –ص 148 )        

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/11ساعت 7:55  توسط گ.ف  | 

عید سعید قربان برهمگان مبارکباد

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/09ساعت 10:20  توسط گ.ف  | 

خوش طبعی و مزاح با مردم

در حدیثی از پیامبر (ص) است که می فرمایند : انی لا مزح و لا اقو ل الا حقا .من مزاح و خوش طبنم ولی جز حق نمی گویم .

روایت شده است که در یکی از اوقات پیامبر اکرم (ص) خطاب به پیرزن کهن سالی فرمودند : پیرزنان به بهشت نمی روند .پیرزن گفنت: چرا انان به بهشت نمی روند ؟ رسول خدا (ص) فرمودند :انا انشانا هن انشا ء فجعلنا هن ابکارا (واقعه ایه ۳۵و۳۶ ) ما پیرزنان را انچنان که خود می دانیم در روز قیامت زنده می کنیم  و انها را به شکل دوشیزگان در می اوریم .

یکی از اصحاب امام صادق (ع) نقل می کند که روزی حضرت به من فرمودند : مزاح و شوخی کردن شما با یکدیگر چگونه است ؟ من در جواب عرض کردم کم است . فرمودند : چرا با یکدیگر مزاح نمی کنید ؟ مزاح کردن از حسن خلق است و به واسطه ان برادر مسلمانت را خوشحال می سازی . سپس امام صادق (ع) فرمودند : سیره پیامبر اکرم (ص) این گونه بود که مزاح می کردند و با این کارشان می خواستند دیگران را خوشحال کتتد .

(مکارم اخلاق - رضی الدین طبرسی ص ۲۱ ) 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/08ساعت 23:42  توسط گ.ف  | 

 

                             مساوات

 

پیامبرواوصیای  ایشان راه رسم مساوات رادرروابط ومناسبات اجتماعی سخت پاس می داشتند. رفتار پیام آور هدایت و عدالت، ومنطق عملی آن حضرت سراسرنشان از رعایت مساولت داشت  چنان که آن حضرت در نگاه کردن به اصحاب نیز آن را پاس می داشت . از امام صادق (ع) نقل شده است : کان رسول الله تقسم لحضاته بین اصحابه فینظر الی ذوا ینظر الی ذا بالسویه (کافی –محمد بن یعقوب کلینی – ج2 – ص 671 )

رسول خدا (ص) این گونه بودند که نگاهشان ا بین اصحاب تقسیم می کردند . به این شخص و آن شخص مساوی نگاه می کردند . مجلس ایشان چنان بود که هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمی شد . از ابوذر نقل شده است : سیره پیامبر چنین بود که در حلقه ای میان اصحاب می نشستند به گونه ای که اگر غریبی وارد مجلس می شد نمی دانست رسول خدا (ص) کدام است تا اینکه سوال می کرد .

      (بحار الانوار – محمد باقر مجلسی – ج 16 – ص 229 )         

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/07ساعت 12:9  توسط گ.ف  | 

     دعا برای دشمن

 

در جریان جنگ احد  دندان های جلوی دهان پیامبر شکست و صورتش شکاف بر داشت . اصحاب آن بزرگوار بسیار ناراحت شدند  و از آن حضرت خواستند که دشمن را نفرین کند . اما پیلمبر (ص) به آنها فرمدند : انی لم ابعث لعانا و لکنی بعثت واعیا و رحمه  من ناسزا گو مبعوث نشده ام بلکه دعوت کننده و مایه رحمت بر انگیخته شده ام سپس  به جای نفرین دعا کردند : اللهم  اهد قومی  فانهم لا یعلمون  . وبه روایت  دیگری عمر بن خطاب  به پیامبر (ص) عرض کرد : پدر  و مادرم به فدایت  ای رسول خدا  نوح بر قوم خود نفرین کرد و گفت رب لا تذر علی الارض من الکافرین  دیارا (نوح – آیه 26 ) اگر تو ما را نفرین کنی همه ما به هلاکت می رسیم . اینک ببین که بر پشت شما لطمه وارد شده و صورتت مجروح گشته و دندان هایت شکسته شده و در عین حال به جای نفرین برای دشمن دعا می کنی و می گویی : خدایا قوم مرا هدایت کن زیرا نا آگاه هستند .

  (سیمای پر فروغ محمد – محمد محمد ی اشتهاردی – ص 144 )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/06ساعت 11:49  توسط گ.ف  | 

سالروز شهادت حضرت امام محمد باقر  را به عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/06ساعت 11:46  توسط گ.ف  | 

             عفو و گذشت

 

 

روایت شده است:هنگا می که قریش آزارپیامبر(ص) رابه آخرین حد رساندند وهنگامی که آن حضرت به ثقیف  پناهنده شدند وآن مردم نیز عده ای از سبک سران و اوباش خودرا علیه ایشان شوراندند،جبر ئیل برایشان نازل شد وگفت:خداوندحیله ونیرنگ قومت علیه توو پاسخی راکه به تو دادند،شنید واینک به فرشته کوه ها فرمان داده است تاهرچه درباره آنان می خواهی به اوفرمان دهی واو اجراکند. دراین هنگام ،فرشته کوه ها به ان حضرت سلام کردوایشان را مخاطب خود قرار داد وگفت : مرا به آنچه خواهی فرمان ده که اگر خواهی دو کوه  دو جنب مکه  را بر روی آنان بخوابانیم . اما پیامبر بزرگوار و با گذشت فرمودند : پرودگارا قوم مرا بیامرز که آنان نادانند .

در نقل دیگری است که جبرئیل به پیامبر گفت : خداوند به آسمان و زمین و کوه ها دستور داده است تا در فرمان تو باشند اما پیامبر (ص) فرمودند : عذاب را از امت خود به تاخیر می افکنم تا شاید خداوند بر آنان توبه کند .  (خاتم پیامبران – محمد ابو زهره – ترجمه  حسین صابری – ج 1 – ص 364 )

 

عایشه در وصف اخلاق رسول خدا (ص) می گوید : او نه بد اخلاق بود و نه دشنام گو و نه پر خاشگر و غوغا گر . در کوچه و بازار بدی را با بدی مقابله نمی کرد بلکه عفو و گذشت داشت .

     (خاتم پیامبران – محمد ابو زهره – ترجمه  حسین صابری – ج 1 – ص 366 )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/06ساعت 11:38  توسط گ.ف  | 

نهی کردن مردم از کار ناپسند 

وقتی در باره کسی از کاری که پیامبر (ص) دوست نداشت به ایشان خبر می رسید  رو در روی او به وی تذکر نمی دادند که کاری نا مطلوب و نا پسند از نظر شرع انجام داده ا ست بلکه می فرمودند : چه خبر است مردم را که چنین و چنان میکنند ؟ پیامبر با این شیوه آن کار نا پسند را محکوم و از آن  کار نهی می کردند بی آنکه از فاعل آن نام ببرند .  

 (خاتم پیامبران – محمد ابو زهره –ج1 –ص 370 )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/05ساعت 11:32  توسط گ.ف  | 

همراهی با اصحاب

زید بن ثابت در حالات پیامبر می گوید : هر گاه اصحاب با ایشان می نشستند هرگاه حرف از آخرت می زدند پیامبر هم اصحابشان را همراهی می کرد و هر گاه سخن از دنیا بود همراه اصحابشان بودند و همین طور در مورد صحبت کردن بر سر آب و نان .  

 (مکارم الاخلاق – رضی الدین طبرسی – ص 21 )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/05ساعت 11:28  توسط گ.ف  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 12:7  توسط گ.ف  | 

مصافحه کردن

امام صادق (ع)می فرماید : رسول خدا (ص) اوقات خود را به طور عادلانه بین اصحاب خود تقسیم نموده بودند و به همه آنها به طور مساوی می نگریستند . آن حضرت هرگز پای خود را نزد اصحاب نمی گشودند و وقتی مردی با آن حضرت مصافحه می کرد رسول خدا دستشان را نمی کشیدند تا آن مرد دستش را بکشد و حتی در این مورد بعضی سماجت می کردند که دست خود را در دست پیامبر نگه دارند تا پیامبر جلوتر دستش را بکشد ولی توفیق نیافتند . 

 (سیمای پر فروغ محمد – محمد محمدی اشتهاردی – ص 165 )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 11:41  توسط گ.ف  | 

حسن معاشرت با مردم

در احوالات پیامبر (ص) است که مردی وارد مسجد شد در حالی که رسول اکرم (ص) تنها در مسجد نشسته بودند بر خاستند و جا باز کردند و فرمودند : بفرمایید آن مرد گفت : ای رسول خدا مکان وسعت دارد . پیامبر فرمودند : حق مسلمان بر مسلمان این است که وقتی دید مسلمانی می خواهد بنشیند  برخیزد و متواضعانه او را احترام کند . 

  (سیمای پر فروغ محمد – محمد محمدی اشتهاردی – ص 166 )

همچنین در حالات پیامبر(ص) وارد شده است که پیامبر با هیچ کس مصافحه نمی کرد مگر اینکه آن شخص ابتدا دست خود را پس می کشید و با هیچ کس نمی نشست مگر اینکه آن شخص اول بلند می شد .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 11:38  توسط گ.ف  | 

وسایل مورد نظر خود را خود خریداری می کرد

دیلمی در ارشاد می گوید : پیامبر علاوه بر این که سوار الاغ می شد فردی را کنار خودسوار میکرد از خریدن وسایل مورد نیاز خانواده خود  از بازار و حمل آن به منزل خجالت نمی کشید . با ثروتمند و فقیر مصافحه می نمود . بر همگان اعم از ثروتمند و فقیر مصافحه می نمود . بر همگان اعم از ثروتمند و فقیر بزرگ و کوچک سلام می کرد و اگر چیزی هر چند خرمای خشک شده دعوت می شد آن را کوچک نمی شمرد . کم خرج و کریم الطبع و خوش بر خورد بود . چهره اش باز و بشاش و همراه با لبخند بود .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 11:37  توسط گ.ف  | 

کشیدن عبای پیامبر

انس بن مالک میگوید: فردی پیامبر رادر مسیر دید وعبای حضرت راچنان بشدت کشید که وقتی به گردن مبارک حضرت نگریستم اثر کشیده شدن حاشیه عبا را بر گردن ایشان مشاهده کردم . آن گاه با گستاخی نیز گفت : ای محمد دستور بده از مال خدا که در اختیار توست به من هم قدری داده شود . حضرت نگاهی به او کرد و خندید و دستور داد به او کمک شود .

(اصول کافی – ج2 –ص 230 )

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 11:33  توسط گ.ف  | 

عیادت مریض

مرحوم طبرسی در مکارم الاخلاق از انس بن مالک نقل می کند که پیامبر اکرم(ص) به عیادت مریض وتشییع جنازه می رفت ودعوت بندگان را می پذیرفت وبرالاغ سوار می شد.واین سیره  ان حضرت بود که بر خلاف صاحبان منصب وقدرت دنیوی هیچ شانی به جزبندگی خدای متعال برای خویش قایل نبود.ازاین رو اصحاب به راحتی به ایشان مرا جعه می کردندومشکلات خود رابا حضرت مطرح می نمودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 11:31  توسط گ.ف  | 

مهربانی و رافت پیامبر اکرم (ص)

 

فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر  لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین .(سوره ال عمران –آیه 159 )

 

به برکت رحمت الهی در برابر آنان (مردم ) نرم  ومهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن اما هنگامی که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت 11:36  توسط گ . ف  |  یک نظر
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 10:9  توسط گ.ف  | 

امان دادن پیامبر اکرم (ص) دشمن را  

 

در سال هشتم هجری پیامبر اکرم (ص) ارتشی از مدینه بسیج نمود و مکه رافتح کرد . بت ها را درهم کوبید اما سخت ترین دشمنان خود را عفو نمود حتی زن کافری را که با تهیه غذای مسموم توطئه قتل رسول خدا (ص) را چیده بود بخشید .

یکی از سران بت پرست به نام صفوان که از قبیله بنی امیه بود به شهر جده که در چند فرسخی مکه است فرار کرد برخی نزد رسول خدا آمدند و برای او امان نامه ای در خواست کردند پیامبر (ص) عمامه خود را برای او فرستاد تا به این نشان در امان باشد و به مکه وارد شود . صفوان از جده برگشت و خدمت پیامبر (ص) رسید و گفت : دو ماه به من مهلت بده تا فکر کنم . پیامبر چها ر ماه به او مهلت داد . صفوان که در بعضی آمد ورفت ها همراه و در کنار رسول خدا (ص) قرار می گرفت جذب این مکتب و رهبر شد و با اختیار اسلام را پذیرفت . در آیه ششم سوره توبه در باره امان دادن به دشمن و پناهندگی او سخن به میان آمده است .

 

سیره پیلمبر اکرم (ص) / محسن قرائتی / ص 96

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/16ساعت 11:7  توسط گ . ف  |  3 نظر
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 10:7  توسط گ.ف  | 

مسلمان شدن شخص یهودی

 

یک نفر یهودی چند دینار ی از حضرت رسول خدا (ص) طلب داشت و مطالبه کرد .حضرت فرمود : الان

 ندارم . یهودی گفت : نمی گذارم از این مکان حرکت کنی و حضرت را نگاه داشت. ظهر شد و حضرت نماز

 ظهر را کنار کوچه خواندند و عصر شد مغرب و عشا شد نمازشان را خواندند تا صبح روز دیگر حضرت را

 نگاه داشت و نماز صبح را نیز در کنار کوچه خواندند.مسلمانان عصبانی شدند و با نگاهی تند یهودی را تهدید و زمزمه می کردند : یحسبک یهودی آیا یک یهودی تو را حبس و بازداشت کرده است؟ پیامبر آنان را از این بر خورد باز داشت و فرمود : حق با یهودی است بهر حال یهودی صبح مسلمان شد و گفت:من از تورات در باره حلم شما مطالبی یافته بودم که امتحان کردم درست در آمد و تو همان پیامبر موعودی .

 

بحار الانوار- ج 16 –ص 216

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 11:25  توسط گ . ف  |  3 نظر
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 10:6  توسط گ.ف  | 

در کارهایتان با مردم مشورت کنید .

 

با اینکه پیامبر اکرم (ص) عقل کل بودند و نیازی به نظر دیگران نداشتند از سوی خدا مامور شده بود با مردم

 

مشورت نماید .شاورهم فی الامر  (ال عمران /159 )

 

شاید یکی از بزرگترین فلسفه های آن (مشورت ) احترام به آرای مردم بوده است .

 

آدمیت احترام آدمی

                       با خبر شو از مقام آدمی

بنده عشق از خدا گیرد طریق

                         می شود بر مومن و کافر شفیق   

ملک الشعرای بهار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 7:18  توسط گ . ف  |  2 نظر
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 10:4  توسط گ.ف  | 

باز داشتن پیامبر شخصی را از خلوت کردن با خدای خویش

 

مدتی بود که رسول خدا (ص) یکی از اصحاب خود را ملاقات نمی کرد . روزی حالش را جویا شد . او را به

 

حضور پیامبر (ص) آوردند حضرت علت غیبت او را پرسید . مرد ضمن اظهار دلتنگی از معاشرت با مردم

 

گفت : ای رسول خدا تصمیم دارم بالای کوهی روم و از مردم دوری گزینم و با خدای خویش خلوت کنم و او را

 

عبادت نمایم . پیامبر (ص) او را از این کار بازداشت و فرمود : لصبر احدکم ساعه علی ما تکره فی بعض

 

مواطن الاسلام خیر من عبادته خالیا اربعین سنه . همانا یک ساعت پایداری شما بر امری ناخوشایند در

 

بعضی از صحنه های اسلام از چهل سال عبادت در خلوت بهتر است .

میزان الحکمه –جلد 6 –ص 302


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 6:45  توسط گ . ف  |  نظر بدهید
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 10:2  توسط گ.ف  | 

داستانی شنیدنی در جدیت پیامبر اکرم (ص) در  دفاع از حق مردم

 

 

در تاریخ آمده است فردی به نام سمره بن جندب خانه اش را به شخصی فروخت ولی با خریدار شرط کرد که

 

درخت خرمایی که وسط حیاطش هست از آن خودش باشد خریدار هم پذیرفت وقتی خریداربه منزل نو وارد شد

 

و زندگی را با شادکامی آغاز کرد یک روز دید آقای سمره بدون خبر و اطلاع آنان وارد حیاط شد و به درخت

 

خرما رسیدگی کرد  یا از میو ه اش چید صاحب خانه روز اول چیزی نگفت بار دوم هم تکرار شد و بار سوم و

 

چهارم و پنجم خلاصه صاحب خانه جدید صبرش لبریز شد و به سمره اعتراض کرد : مرد حسابی چرا بدون

 

اجازه و اطلاع صاحب منزل به این حیاط رفت وآمد دارید ؟ سمره جواب داد : مگر خودت قبول نکردی این

 

درخت از من باشد ؟ گفت چرا . سمره گفت : پس من اختیار مالم را دارم و باید به درختم سر بزنم . صاحب

 

خانه که خود را با یک مشکل جدی روبرو می دید به حضور پیامبر شرفیاب شده و داستان را از اول تا اخر

 

بیان کرد پیامبر اکرم (ص) پیکی نذد سمره فرستاد و سمره در محضر پیامبر اسلام حاضر شد و آن حضرت

 

سخنانی مبنی بر اینکه تو حق داری به درخت خرمایت سر بزنی اما این مرد هم حق دارد نگران آسایش خود  و

 

اهل بیتش باشد تو می توانی به به درخت خرمایت سر بزنی اما به شرط اینکه موجب سلب آسایش این خانواده

 

نباشی به سمره بیان کرد . سمره از حضور پیامبر (ص) رفت ولی روز بعد باز بدون اطلاع صاحب خانه

 

وارد حیاطش شد باز صاحب خانه اعتراض کرد و او اعتنا نکرد و ماجرا به گوش پیامبر رسید پیامبر اکرم (

 

(ص) به آن مرد پیشنهاد کرد درختش را به هر قیمتی هست بفروشد . سمره قبول نکرد و به مزاحمت های خود

 

ادامه داد پیامبر وقتی دیدند همه را حل ها بی نتیجه بوده است به دو نفر از یارانش دستور داد تا درخت خرما را

 

از بن کند ند و از حیاط خانه آن مرد بیرون انداختند . وقتی سمره اعتراض کرد پیامبر این جمله را فرمودند : لا

 

ضرر و لا ضرار فی الاسلام  . یعنی ضرر به خود و ضرر به دیگران در مکتب اسلام ممنوع است .آنچه از

 

این داستان استفاده می شود این است که انسان مالک سرمایه خویش است و مالکیت محترم است اما به شرط

 

اینکه موجب سلب آسایش دیگران نشود و در غیر این صورت آسایش دیگران به حق مالکیت مقدم است . این

 

موضوع در مکتب اسلام از آنچنان استحکامی بر خوردار است که امروزه این داستان و حدیث لاضرر و لا

 

ضرار فی الاسلام  به عنوان یک قاعده فقهی در دست فقها مبنای خیلی از فتوا هایی است که می خواهند در

 

خصوص احکام ثانویه صادر نمایند .

 

+ نوشته شده در  يکشنبه 1385/09/12ساعت 11:25  توسط گ . ف  |  یک نظر

 

با دیگر نهری روان از سرچشمه انوار نابناک الهی  در سالی که مزین به نام

 مبارک بهترین بنده خدا و اسوه حسنه عالمیان است جاری گشته تا در مسیر

 بی انتهایش تمامی تشنگان و   شیفتگان وجود مقدش را سیراب کند و چه

 بس گوارا و  دلنشین  است ذکر  مکارم  او و  تجلی آن در  معرفت عالمان و

 عاملان آن نمایان شود .

 

میلاد با سعادت حضرت ثامن الحج (ع)مبارکباد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 10:0  توسط گ.ف  | 

حضرت محمد (ص) به قلب های مردم حکومت می کند

 

در تاریخ آمده است با وجود اینکه پیامبر اسلام و پیروانش از آغاز بعثت تا سال هشتم

 

 هجری دائما  در معرض  اذیت و ازار سران قریش  خصوصا  ابو سفیان بودند  و هنوز

 

تیرهای پیکان آنان در بدنشان بود و شکنجه و  ازارشان هنوز  جسم  و روح  پیامبر  و

 

یارانش را رنج می داد و در زمان قدرت  و شوکت  مسلمین  انها  انتظار شدید ترین

 

عقوبت ها را از ناحیه  مسلمین می کشیدند اما در سال هشتم هجری وقتی پیامبر

 

اسلام (ص) با سپاه عظیمش مکه را فتح کرد با کمال بزرگواری جنایت ها و جرم های

 

ابوسفیان و هند جگر خواره  را نادیده گرفتند و انجا بود که ابو سفیان و همسرش این

 

جمله را بر زبان راندند که محمد  تنها شهر مکه را فتح نکرد بلکه دل های ما را نیز فتح

 

کرد و محمد به قلب های مردم حکومت می کند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 9:56  توسط گ.ف  | 

((بزرگترین عامل موفقیت پیامبر اکرم (ص) چه بود ؟))

 

 

با اخلاق ملایم می توان بسیاری از مشکلات را به آسانی حل کرد و دل همگان را به دست آورد .

 

  به جای علم اگر اخلاق بودی درس هر مکتب

                                            به عالَم بی نشان گشتی غرور و حرص و نمامی

  مکرر امتحان کردم که بهر زندگی کردن

                                           به است از تندی و آشفتگی نرمی و آرامی       

(ملک الشعرای بهار )

 

تاریخ نشان میدهد بزرگترین عامل موفقیت پیامبر اکرم (ص) اخلاق نیک آن حضرت بوده است .

 

خداوند به پیامبرش می فرماید :

 

واخفض جناحک لمن اتبعک من المومنین .(شعراء آیه 215 ) ای پیامبر بال و و پر رحمت و مهربانی را برای پیروان با ایمانت بگستران .زیرا اگر چنین نکنی مردم از تو می گریزند .

 

ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک .(ال عمران آیه 159 ) ای پیامبر اگر تند خو و سخت دل بودی مردم از گرد تو پراکنده می شدند .

 

   به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر

                                           به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را

   اقوام روزگار به اخلاق زنده اند

                                      قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است                    (حافظ)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 9:55  توسط گ.ف  | 

(( فرمایشی گرانبها از حضرت علی (ع)در باره روش وسیره اجتماعی پیامبر(ص) )) 

 

سیرته القصد و سنته الرشد و کلامه الفصل و حکمه العدل .

 

راه ورسم او با اعتدال و روش زندگی او صحیح و پایدار و سخنانش روشنگر حق و باطل و حکم او عادلانه بود. 

 خطبه /۹۴

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/03ساعت 9:50  توسط گ.ف  | 

مقدمه

از آنجا که سال جاری به نام مبارک و مقدس یامبر اعظم (ص) مزین  گردیده است شایسته است که در تمام جهان اسلام مخصوصا در کشور و میهن اسلامیمان بیش از گذشته به بحث بررسی پیرامون ابعاد  گوناگون شخصیت آن بزرگ الهی و آن اسوه و الگوی کامل بشریت پرداخته شود .سخن درباره آن وجود مقدس که سرور پیامبران و صدیقان و شهیدان و فرشتگان است کار بسیار اسانی نیست و بیان تمام ابعاد شخصیت آن حضرت از محدوده فکر بشر بیرون می باشد خداوند متعال سیره و روش زندگی رسول بزرگوار اسلام (ص)  را بهترین و شایسته ترین نمونه برای مسلمانان دانسته و انها را به بهره گیری از سیره عملی و سخنان آن بزرگوار فرمان داده است . آنجا که فرموده است :                                      

لقد کان لکم فی رسول اسوه حسنه  (سوره احزاب آیه ۲۱)

هر آینه برای شما در وجود رسول خدا (ص) نمونه و سرمشق نیکو و پسندیده ای است.بدون شک خو گرفتن با اداب پیامبر (ص) و اراستگی به اخلاق و سنن ظاهری و باطنی ان حضرت کمال نهایی و اخرین هدف زندگی است و سعادت دنیا و اخرت را به همراه دارد .پس ضرورت شناخت ابعاد گوناگون زندگی سراسر افتخار ان شخصیت بزرگ اسلام بر هیچ کس پوشیده نیست چرا که شناخت مقدمه عمل است پس باید با سیره و اخلاق و رفتار و گفتار ان ختم رسولان و افضل پیامبران اشنا گردیم .امید انکه خداوند متعال با تعجیل در ظهور فرزندش حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه سنتهای فراموش شده ان پیامبر رحمت را زنده گرداند تا انسانها با الگو قرار دادن ان صاحب خلق ونیکو و عظیم و عمل به گفتار  وسیره ان حضرت به سر منزل مقصود راه یابند و سعادت دارین را به دست اورند .

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/02ساعت 19:54  توسط گ.ف  | 

تقدیم به

          ساحت مقدس تو

                                    ای محمد (ص)

                                                          ای هادی امت

                                                                         ای رحمه للعالمن  

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/02ساعت 19:49  توسط گ.ف  |